سه تا لاکپشت تصمیم میگیرن برن یه جنگلی تو شمال چیپس بخورن راه میوفتن بعد از هفت سال میرسن شمال در پاکت باز میکنن می بینن ماست یادشون رفته، به دوستشون میگن تو برگرد بیار!
اونم میگه :خودتون برید!خلاصه سه سال بحث میکنن تا راضی میشه میگه: من برم خداوکیلی نمیخورین؟
دوستاش میگن: نه ناموسا!
بعد لاکپشتِ سوم راه میفته و میره.
هفت سال میگذره نمیاد،چهارده سال میگذره نمیاد، بیست یک سال میگذره نمیاد آخر لاکپشت اولی به دومی میگه:
بیا بخوریم بابا این نیومد.
یهو لاکپشت سومیه از پشت درخت میاد بیرون میاد میگه:
دیدین گفتم؟ دیدین گفتم اگه من برم میخورین؟من نمیرم.
حالا ما بی بی دوجها هم منتظر ماست هستیم
قشنگ بودولی اینو برو توقهوه خونه تعریف کن ما اینجا پول اضافیمونو گذاشتیم سود کرد افسوس نخوریم منتهی تو پولی نداری ک اضافی ام داشته باشه
■■■■■■■■■■![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دمتگرم خیلی باحال بود ،ازاینا تایپ کنید
فک کنم لاکپشت سومیه خودت بودی،انقدر پشت درخت وایسا تا ، ، ، ،
بسیار قانع کننده و مثالی بجا و تاثییر گذاری رو مطرح کردین![]()
![]()
![]()
تو نرو ماست بیار
واسه دوستان داربستی اره بسیار مطرح و تاثیر گذار بود